
حامی صادقی دانشآموز کلاس پنجم بود.
بعدها ویدئویی از او که در نهسالگی گرفته شده بود منتشر شد. در آن، حامی گریه میکند و به پدرش میگوید: «دلم برای امام حسین تنگ شده.»
خواهرش، نیلا، که در همین جنایت زیر آوار مانده بود و بعد نجات یافت، میگوید:
«برادرم موقع اولین انفجار توی حیاط مدرسه بود. وقتی صدای انفجار را شنید، گفت: ‘میخوام برم مادرم رو نجات بدم.’ وقتی رفت، انفجار دوم رخ داد و با هم به شهادت رسیدند.»
مادرشان، ندا صلحیزاده، معلم مدرسه بود. برای محافظت از کودکان دیگر، دور از فرزندان خودش مانده بود و او هم به شهادت رسید.
داستان حامی، داستان کودکی است که بهسمت خطر دوید چون مادرش آنجا بود. در آن لحظه، او تنها یک دانشآموز نبود، تنها یک پسر نبود، بلکه پسری بود که عشقش بر ترس چیره شد. رفت مادرش را نجات دهد، و موشک هر دو را با هم گرفت.
ویدیوها و گزارشها درباره حامی صادقی
Instagram
Instagram