Minab
احمدرضا و جواد سرتک‌زاده

دانش‌آموز

احمدرضا و جواد سرتک‌زاده

دو برادر از یک کلاس ویران‌شده

احمدرضا و جواد سرتک‌زاده دو برادر بودند. احمدرضا کلاس پنجم بود و جواد کلاس دوم.

مادرشان روز حمله، ۲۸ فوریه، را روزی به یاد می‌آورد که زندگی‌اش از هم پاشید. هرچه به مدرسهٔ شجره طیبه در میناب نزدیک‌تر می‌شد، پاهایش دیگر توان راه رفتن نداشت. بخشی از مدرسه که کلاس‌های پسرانش در آن بود، با خاک یکسان شده بود.

بعد پیکرهای تکه‌تکه‌شدهٔ فرزندانش را دید.

او می‌گوید که تا پنجاه روز بعد از آن، نه خواب داشت و نه اشتها. برایش دیگر آرامشی نمانده. تنها آرزویش ساده و در عین حال ناممکن است: یک‌بار دیگر پسرانش را در آغوش بگیرد.

او می‌گوید: «خیلی دلتنگشانم.»

احمدرضا و جواد در زندگی برادر بودند و در مرگ هم بخشی از یک زخم واحد شدند: دو پسر که از یک مادر گرفته شدند، دو دانش‌آموزی که باید با هم به خانه برمی‌گشتند.

ویدیوها و گزارش‌ها درباره احمدرضا و جواد سرتک‌زاده